اما نه ...

این صدای تو نیست؟... اما نه...
های های تو نیست؟ ... اما نه ...
فقط این رد پاست بر کوچه
ردپای تو نیست؟ ... اما نه...
آه آن عابری که می گذرد
آشنای تو نیست؟... اما نه...
آه این برگهای پاییزی
نامه های تو نیست؟... اما نه...
-کاش می مرد ، مرد عاشق من!
این دعای تو نیست؟... اما نه...
این همه دیر و زود آمدنت
از ریای تو نیست؟ ... اما نه...
نه! نباید می آمدی اینجا
کوچه جای تو نیست!... اما نه...
یکنفر گفت: «دوستت دارم»
این صدای تو نیست؟... اما نه...

محمد سعید میرزایی

/ 5 نظر / 20 بازدید
زینب

[لبخند]

zaman

سلامی دوباره فرصتی شد پس از مدت ها اینجا باشم دوباره خواندم از ابتدا تا انتها را نصرت را چند باره است که میخوانم دی جی محمود هم جالب بود و هم موافقم با نظرت و البته شعر سعید اون چیزی نیست که باید باشد... چون میشناسمش و خوانده ام شاهکارهای دیگرش را ... با پستی که در وبلاگم دارم _ قبلا گفتی _ که موافق نیستی... ولی خوب قرار هم نیست که همه مثل هم فکر کنند من از اینجا لذت بردم ولو اگر شما از حضور لذت بخشی نداشته باشید همیشه ارادتمندم گلدسته

سوگند

[گل][گل][گل]

[گل]