این روز ها :)

رفتم دوره مدیریت بحران و پیشگیری از نمی دونم چی چی ! دوره عملی ،آزمایشگاه بتن و خاک ... دلم هوای دانشگاه و درس و مشق را کرد . خوبی کسایی که تو کار علم و دانش هستند اینه که کمتر دچار پارادکس های روحی و روانی می شوند چون تقریبا همه چی برایشان دو دو تا چار تاست !*  *  *

دختر کوچیکم بدنیا آمد !  اسمش "سارمه" است . مادر ندارد زبان بسته . فقط یه مدیر عامل دارد! فعلا " مسئولیتش محدود " است ولی برنامه های زیادی برایش دارم . حدود 15 صفحه شناسنامه دارد و قرار است در آینده بابایش را پولدار کند !!

*  *  *

کار هایم این روز ها کمی! سنگین می زند :

6 تا 30/8 شغل شماره یک - مکان جنوب شهر - سختی 10/8  استرس 10/10

30/8 تا 17 شغل شماره دو - مکان شمال غرب شهر - سختی 10/7  استرس 10/7

17 تا 20 ادامه شغل شماره یک - جنوب شهر -سختی 10/9 استرس 10/10

20 تا 22 شغل شماره سه -  آن لاین! - سختی 10/3 استرس 10/5

23 تا 3 بامداد : ادامه شغل شماره دو - سطح محدوده!! - سختی 10/10 استرس 10/2

پنح شنبه ها و جمعه ها : شغل شماره چهار - مرکز - سختی 10/5 استرس 10/10

هر وقت پاش بیافته ! : آمفی تاتر دانشکده های زاقارت (؟) کشور - دانشگاه هر چه دور تر پولش بیشتر!! - سختی 10/5- ( بخور بخور - صفا - تحویل بازار ) !!  استرس 10/99 !

فکرش رو می کنم می بینم واقعا به مسافرت احتیاج دارم

/ 5 نظر / 12 بازدید

خدا قوت آقای پر مشغله![دست]

خدا قوت آقای پر مشغله![دست]

خدا قوت آقای پر مشغله![دست]