کی می رسد باران ...

خشک آمد کشتگاه من

در جوار کشت همسایه.

گرچه می گویند: "می گریند روی ساحل نزدیک

سوگواران در میان سوگواران."

قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسدباران؟

 بر بساطی که بساطی نیست

در درون کومه ی تاریک من  که ذره ای با آننشاطی نیست

و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم  دارداز خشکیش می ترکد

-چون دل یاران که در هجران یاران-

قاصد روزان ابری ، داروگ ! کی می رسدباران؟

نیما یوشیج

/ 6 نظر / 4 بازدید
....

قاصد روزان ابری...داروگ...کی می رسد باران؟ عالی بود...

امیر عبدی پور

علي سلام. ممنون از يادآوري مجدد "نيما". من از هر كس كه شعري از يكي از بزرگان، درج كند تشكر مي كنم.به خاطر اينكه يادمان باشد هميشه و هميشه و بيش از پيش بخوانيمشان. ياد شعري افتادم. حتما به خاطر مي آوري كه چه كسي مي خواندش.دلم هواي گذشته ها را كرده: "بگذار تا مقابل روي تو بگذريم دزدانه در شمايل خوب تو بنگريم"

کوقه

سلام امیر جان. ممنون از تو که رفاقت چند ساله باهات باعث و بانی آشنایی بیشتر من با شعر و ادبیات شد... این شعری هم که نوشتی یادآوریش همیشه برایم با نوستالوژی تلخی همراه است ...

فکر می کنم جناب .... هم علاقه زیادی به باران داشته باشه.نظر شما چیه ؟ [پلک]

....

در جواب جناب آقای نا معلوم بله من خْلی باران رو دوست دارم اما در اینجا باید بگم منظورم این بود که از شعر خیلی خوشم اومد:)

....

چه وبلاگ پر مجهولی داری....من فکر کردم فقط خودمم که مجهولم..:))