مسافر

تو کی بودی ای مسافر که منو در من شکستی
رفتی اما در دل من تو همیشه زنده هستی
تو کی بودی که به یادت باید آواره بمونم
پا به پای باد شبگرد برم و از تو بخونم

انتظار دیدن تو منو آروم نمی ذاره
مث بغضی که گلومو بسته اما نمی باره

چه نشستی که چشامو برق تنهایی ربوده
چشمه ای از سحر نداشتم اگه داشتم از تو بوده
چه نشستی که شکستم زیر بار غم غربت
خالی از نغمه شوقم ، پرم از قصه محنت

انتظار دیدن تو منو آروم نمی ذاره
مث بغضی که گلومو بسته اما نمی باره

گم شدم تو شهر ظلمت رده پایی تو شبا نیست
با صدای هق هق من کسی اینجا اشنا نیست
ای صدای اسمونی پرم از هر چه شنیدن
کاشکی میشد پر کشیدم به هوای با تو بودن

انتظار دیدن تو منو آروم نمی ذاره
مث بغضی که گلومو بسته اما نمی باره

/ 14 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کوقه

سلام .اين شعر يک ترانه است که من خيلی دوستش دارم ... مال من نيست ...برام خاطره انگيزه.

Solitary Girl

سلام دکتر جون!!! مرسی از حضورت!!!

Solitary Girl

ايشالا کههميشه با اين ترانه ياد خاطرات خوب بيفتی!!! به روزم خوشحال می شم تشريف بيارين

لنی

براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست . گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

سارا

من از تو یک چیز می خواهم : « با من یک جور باشی »

امير

آقا تقدير تو اينه که عذاب بکشی... تشابه نامها و مکانها در سيلاب فراموشی... يادته اون روز توی فرودگاه بهت گفتم که اين دنيا خيلی کوچيکه؟؟؟

کوقه

ما که سر در نياورديم . مخم هنگ کرده ...