بهار

- مجری سينه اش را صاف کرد : رنگ امسال آبيه . دارک بلو  ٬ به فارسی چی ميشه ... آها سرمه ای ... گوشواره هم امسال خيلی مد شده ولی خانم ها بايد توجه کنند وقتی گوشواره ی بزرگ ميندازند ديگه نبايد گردنبند ببندند ... لباسا هم گل و بته دار مد شده با مليله دوزی که ميدونم ايرونی ها قربونشون برم متخصص اين کاراند ... باورتون نميشه اون پروانه هايی که قبلا مد بود دوباره داره مد ميشه ... الان بجای زنبور ديگه همه پروانه گلدوزی می کنند ... واقعا اکسلنته ...

- مجری سينه اش را صاف کرد : به گزارش واحد مرکزی خبر محمد بيجه که به اتهام تجاوز و قتل بيست و يک کودک خردسال به شانزده بار قصاص و صد ضربه شلاق محکوم شده بود صبح فردا در ميدان اصلی ه پاکدشت به دار مجازات آويخته می شود .

- مجری سينه اش را صاف کرد : امروز گروهی از بازنشستگان در تجمعی اعتراض آميز خواهان دريافت مستمری و عيدی معوقه ی خود شدند ...

- مجری سينه اش را صاف کرد : از فردا نشست وزرای نفت کشور های عضو اپک در اصفهان برگزار می شود ... گفتنی است تا کنون مبلغ بيست ميليارد ريال جهت برگزاری ی شايسته ی اين اجلاس مهم اختصاص يافته است ...

بهار امسال هم داره مياد ... مثل پارسال . مثل ده سال پيش . مثل دو ميليون سال پيش . بهار - اين مهمان نا خوانده - چه بخوايم چه نخوايم داره مياد ... مياد و به همه جا سر می کشه . به خانه های دوبلکس زعفرانيه . به آلونک های حلبی آباد ٬ به دخمه های متروکه ی آجر پزی های پاکدشت ٬ به چادر های بمی ها و زرندی ها ... به همه جا سر ميکشه . نه در ميزنه و نه مراعات جيب خالی ه صاحبخانه را ميکنه ... درخت ها که بيخيال خوابشان برده بود و رويای شيرين جنگل را می ديدند ٬ با دلخوری بيدار ميشوند و دوباره جوانه ای و برگی ... تا دوباره پاييز بياد و همش را ازشان بگيرد .

- من به بچه ها گفتم اگه کمی صبر کنند تا سال تحويل بشه ٬ ماهی قرمز ارزون ميشه و يه دونه خوبش رو واسشون می خرم ولی اونا بهونه می گيرند که حسن ماهی قرمز اينه که سر سفره ی هفت سين سال تحويل باشه ...

بهار ! بهار زيبا ... درسته که تو اينقدر خوب و قشنگی ولی نمی دونم چرا وقتی داری ميای من دلم می گيره . کاش زود تر عيد بياد و بره ٬ اون وقت دوباره همه ی ما - همه ی مردم ها - مثل هم ميشند . اونوقت ديگه صورت هيچ پدری از خجالت سرخ نمی شه ...

- پير مرد با اندوه ميگه: والا من يادمه وقتی بچه بوديم پدرمون دستمون رو ميگرفت می برد پيش خياط ميداد يه دست کت و شلوار برامون می دوخت ... چه کت و شلواری ! ... همش دو تومن ... چه سال هايی بود ... همه ی فاميل دور سفره هفت سين جمع می شدند و منتطر ميماندند که ارتش توپ سال نو رو که روی تپه ی فتح علی خان بود ٬ در کنه ؛ اونوقت می رفتيم و دست آقا جان رو ماج می کرديم و يه قران عيدی می گرفتيم .

بهار خانم ! چی ميشد امسال هم با صدای توپ ارتش می آمدی ... همه ی فاميل ! آقا جان - سال هاست که رفته - اصلا الان غير از صدا های مهيب انفجار نارنجک چيزی از عيد باق مانده ... آه ٬ چرا پدر هيچ وقت دست منو نگرفت که برام کت و شلوار بدوزه ... اون کت و شلوار دوزی که می گفتند حالا کجاست ؟ يا آخری ها کور شده بود و جايی رو نميديد . تو بمباران موشک خورد رو سرش و خلاص ...

- هاکوپيان .هاکوپيان .هاکوپيان ... صادر کننده ی نمونه ی انواع پوشاک به پنج قاره ی دنيا .... نامی که هميشه به خاطر می ماند ... ها  کو  پی  ان .

مادر می گفت : پسر شش ساله ی خانم ... وقتی از حمام در مياد چشماش چپ ميشه . ميبرندش پيش دکتر . ميگه سرطان مغز گرفته . .. حالا مادرش ديگه سر کار نمياد . يه چشمش خونه يه چشمش اشک ...

يه جايی خواندم :« سرطان غير از درد هزينه هم دارد »

خدايا ! چکار بايد بکنیم که پسر خانم [...]  خوب بشه . دعا . نذر . گريه و زاری ... آخه الان دم عيده . وقت شاديه نه وقت گريه و زاری .

يه جايی خواندم : « سرطان غير از درد هزينه هم دارد هزينه هم دارد هزينه هم دارد»

مجری هنوز داره حرف ميزنه : امسال گردنبند های آويز خيلی مد شده ... خيلی نازند . مث لوستر می مونند ... مث اين چيزايی که تو ايرون از علمات های عاشو آآ تاشورا ! آويزون می کنند ...

عيد داره مياد و  همه لباس نو پوشيدند غير از پسرکی که تازه ريش و سبيل در آورده ... می گن : پاشو لباس سياهتو در بيار شگون نداره ... با دلخوری جواب ميده نميشه ٬ نذر دارم . پارسال امام حسين پدرم رو شفا داد ...

/ 10 نظر / 4 بازدید
fati

بابا چته؟جدی ميگم بيا برو TM .چرا اینقدر همه چی رو اجق وجق نگاه میکنی سر جدت کوتاه بیا :( باید میفرستادنت سربازی تا حالت جا بیاد.دوتا نقطه با دی به جای آيکون

fati

اين چه وضعی آبدار خونه ات چرا تعطيله؟:(

fati

يعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟:( هر کی بره سر کار نبايد آپدیت کنه:( بابا از یکماه هم گذشت.(کلی اخم)

yas

بررسی تفاوت ها ، جالب بود!.... به قول شاعر هميشه فاصله ای هست دچار بايد بود....

قهوه چی

مثه اينکه قدم من زياد خوب نبود. ديگه اپديت نکردی !

fati

اصلاْ آپديت نکن:(((((((( وبلاگی که ۲ ماه يه بار آپديت نشه به درد ... دددددد صدای ؟آدمو در مياره:((

nikyar

سلام عزيز ! خيلی وقته ازت خبر ندارم..............خوبی ؟ ....چطوری ؟.....چه خبر از اون طرفا؟........ضمنن مثل اينکه خيلی وقته به روز نکردی .بجنب بابا...................

SA

سلام! تو دکتری؟ کوقه يعنی چی؟

manam!!!

آی دکتر جون دانشجو که بودی شرتر از اين حرفها بودی که دو ماه ساکت بمونی....لابد به رحمت خدا رفتی وگرنه دکتر کوفقه ای که من ميشناختم اين نميشه!

manam!!!

اين بيچاره ها رو بگو که فکر می کنن تو دکتری...والله اون موقع ها دانشکده فنی دکتر بيرون نميداد...معنی اسمت هم که ياد جلسه کاغذ اخبار به خير!!!