هر کسی از ظن خود ...

ابراهیم نبوی در کتاب"سفر به خانه ی آزاد شده" تعریف می کنه که روحانی کاروان داشته برای ملت توضیح می داده که " حاجی می تواند نیت کند و به نیابت از مسلمان دیگری طواف کند " این وسط ابراهیم پا میشه و می پرسه : حاج آقا میشه کسی به نیابت از تمام مسلمانان جهان طواف کند ؟! ... یادم نیست که روحانی چه جوابی میده فقط می دانم  که کلی زور میزنه که دلیلی پیدا کنه تا ثابت کنه : نه !

این مطلب را من سالها پیش خواندم ولی همیشه ذهنم درگیرش بوده و فکر می کنم بررسی موشکافانه ی این واکنش حاج آقا بسیار مهم است.

چرا حاج آقا داشت زور می زد که ثابت کند که نمی شود یکی به نیابت از همه ی مسلمانان طواف کند ؟ دلیلش ساده است : حاج آقای داستان ما با خودش فکر کرده که مگر می شود ملت به این راحتی ثواب ببرند ؟! چرا این فکر را می کند ؟ بخاطر اینکه برای خدا خصوصیات انسانی قائل است . فکر می کند خدا نعوذبالله حساب و کتابش مثل ماست ...

همه ی ما کمابیش همینطور فکر می کنیم .نه که به زبان بیاوریم . این باور در اعماق قلب ماست و راه دیگری هم نداریم چون ذاتا هیچ موجودی در جهان قادر نیست که خدا را آنجور که واقعا هست درک کند . هر کس خدایش را آنجور تصور می کند که می خواهد . هنرمند یک جور ، با سواد یک جور ، عامی یک جور و البته چوپان و موسی هم یک جور . هیچ کس هم نمی تواند بگوید خدا این است که من می گویم . پس درک چیستی خدا محال است ... البته ما از خداوند چیز هایی می دانیم و آنها دقیقا چیز هایی است که خودش گفته : تمام خصلت های نیک در منتهای درجه آن ... انتها یعنی بی نهایت . یعنی چیزی که "تا" ندارد . از طرفی " همه چیز از خداست" . همه چیز یعنی بینهایت . یعنی خدایی داریم که در نهایت همه ی درستی ها و خوبی ها در تمام ذرات پیدا و پنهان عالم جاری است . پس خدای ما - هر جور که ناگزیر تصورش کنیم - خدایی است که خدای همه چیز و همه کس هست . خدایی است که امام حسین را آفریده و شمر را هم آفریده ... هر چقدر که خدا در زیبایی "سوره ی عادیات" دخالت دارد همان اندازه هم زیبایی اش بند بند شعر های شاملو و فروغ و نت به نت "رکوییم " و " سونات مهتاب " و ... را در بر گرفته.

خلاصه آقایان و خانم ها ! خدا خیلی با حال تر از چیزی است که ما تصور می کنیم . خدا در انحصار کسی نیست . خدا خدای همه است . خدای موسیقی، شعر، رقص،لبخند ،آبشار و دریا ، خدای زیبا ترین  و زشت ترین دختران،خدای اینترنت و فیس بوک ، خدای مکانیک سیالات ، خدای دلفی، خدای کتی ملوا و فردی مرکوری و بیتلز ها ، خدای آمریکایی ها ، سوئدی ها ، اسکیمو ها. هم خدای تیم پرسپولیس هست و هم خدای استقلال...

خدای ما هم درحال راست و ریست کردن مقدمات تشکیل کهکشانی جدید می تواند باشد و هم می تواند دست کودکی را بگیرد که زمین نخورد . هم می تواند آبروی شوهری خیانت کار را حفظ کند و هم می تواند کاری کند که زن حقیقت را زود تر بفهمد.

 گرچه تصور خدایی که هست و نه خدایی که ما دوست داریم باشد عملا محال است ولی لااقل می توانیم  روزی صد بار با خودمان تکرار کنیم که خدای ما ، خدایی بینهایت "او کی " و جاری در همه ی همه ی همه ی چیز های دانسته و ندانسته ی عالم است .

/ 4 نظر / 7 بازدید
امیر عبدی پور

شرمنده از آنيم كه در روز قيامت اندر خور عفو تو نكرديم گناهي

جناب آقای کوقه!! مگه شما در این مورد شک داشتید . معلومه که خدا خدای همه است. حتی خدای خیلی از چیزهایی که به فکرتونم نمی رسه!!

نيما

متن جالب و تاثير گذاري بود...