پرنده ي مهاجر

اي پرنده مهاجر ، اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست ، بين دنياي تو با من
تو رفيق شاپركها ، من تو فكر گلمون
تو پي عطر گل سرخ ، من حريص بوي نونم
دنياي تو بينهايت همه جاش مهموني نور
دنياي من يه كف دست روي سقف سرد يك گور
من دارم تو آدمكها ميميرم ، تو برام از پريها قصه ميگي
من توي حيله وحشت ميپوسم ، برام از خنده چرا قصه ميگي
كوچه پس كوچه خاكي ، در و ديوار شكسته
آدمهاي روستايي ، با پاهاي پينه بسته
پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي
يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي
براي من زندگي اينه ، پر وسوسه پر غم
يا مثل نفس كشيدن ، پر لذت دمادم
اي پرنده مهاجر ، اي همه شوق پريدن
خستگي كوله بار ، روي رخوت تن من
مثل يك پلنگ زخمي پر وحشته نگاهم
ميميرم اما هنوزم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه ، زير پاها زنده باشيم
مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا واشيم

/ 5 نظر / 4 بازدید
RahiL

در مورد اون کامنتی که برام نوشتی کاملاْ موافق بيدم! راستی خوب شد آپديت کردی خودمو آماده کرده بود دعوات کنم!! انی وی.. چه خبرا مهندس؟ اوضاع بر وفق مراده؟

کوقه

ممنون ... من در دو حالت آپ ديت نمي كنم . يا حرفي ندارم يا اينقدر حرف دارم كه نميدونم كدومش رو بگم راستي فاطي غيب شده !

RahiL

سلام از ماست! حرفای تلنبار شده رو هم آروم آروم پرتاب کن بيرون! منفجر ميشيا مهندس!

وريا

آغاز و پايان اون ماه پربرکت رو به همه و همین طور به تو تبريک ميگم. همین طور به حاجی فتوحی آخر شر.

Fati

بابا نيستی ؟نه توی کامپيوتر توی موبايل منظورمه